تبليغاتX

کوشش

سايت تفريحي ايرانيان
    

    به اطلاع شما عزیزان میرسانم که این وبلاگ از طریق آدرس های زیر هم قابل دسترس است

           

        www.koooshesh.tk

                

               koooshesh.hoo.ir

+   8:53 PM  مهدی | 
 بياد داری که امروز یکسال از روزیکه سرنوشت من معلوم شد میگذرد؟
آن شب فراموش نشدنی بود که کنار هم نشستیم و راز دل به یکدیگر گفتیم .چون با دلی سوزان عشق بی پایانم را پیش رویت آشکار ساختم و تو نیز باسادگی پرده از روی عشق پنهانی خویش برداشتی .سرودی در خود احساس کردم .دلم آسوده گردید و شادمانی و خوشبختی ام از این بود که دانستم کسی مرا دوست دارد .اوه.ترا بخدا بگو که آیا هنوز آن شب را فراموش نکرده ای ؟بگو که آن شب را بیاد داری ؟زیرا غم وشادی و همه چیز من از آن شب است .هنوز یکسال از آن شب زیبا و شادیبخش نگذشته است ولی در این اندک زمان رنج بسیار برده ام . بگذار رازی را که بهیچ کس جز تو نمیتوانم بگویم برایت آشکار سازم.
تو نمیدانی که آن روز که خانواده مان از عشق ما آگاه گشتند و قرار شد دیگر من تو یکدیگر را نبینیم و با هم سخنی نگوییم چقدر آشفته و پریشان شدم.بی درنگ به اتاق خویش رفتم و در تنهایی به تلخی گریستم.
ابتدا میخواستم به آغوش مرگ پناه ببرم ولی زود چهره زیبایت پیش چشمانم آمد و دانستم که باید برای عشق تو زنده بمانم.آنگاه بر تیره روزی خویش اشک ها ریختم .زیرا آن بی تو و دور از زندگانیم از مرگ تلخ تر بود .
از آن روز هر جا میروم هر کار میکنم و بهرچه مینگرم روی ترا پیش چشمم میبینم و یکدم فراموشت نمیتوان کرد.امیدوارم آنچه که در این نامه میخوانی سبب اندوه و آزردگیت نشود.
خیلی شادمان میشوم اگر تو هم آنچه در دل داری بی پرده برایم بنویسی.امروز صبح و عصر تو را دیدم .باید هم دیده باشم زیرا امروز که یکسال از اقرار عشق من و تو بهم میگذرد نمیبایست بدون شادکامی سپری گردد.
امروز صبح جرات نکردم که با تو حرفی بزنم چون اجازه نداده ای که تا بیست و هشت ماه با تو سخنی نگویم .هر چند این فرمان مرا بسیار رنج داده است ولی باز هم گفته ات را گرامی وارجمند شمرده فرمانبرداری نمودم .
دیری از شب گذشته است .تو اکنون بی خیال در خواب ناز رفته ای و نمی دانی که نامزد وفادارت همه شب پیش از خواب چند تار مویت را بنرمی بر لب مینهد و با پاکی میبوسد.
ویکتور تو


+   4:20 PM  مهدی | 
ای موجود زيبا که مانند پرندگان بر روی گلها مينشينی .پس چرا ديگر در اين بهار زيبا بسوی گلها باز نمي آيی.
بمن بگو چه خطا از من سر زد که روی از من بر تافتی و ديگر نگاه نوازشگری بسويم نيفکندی .
ترا چه ميشود که چنين سردی بمن روا ميداری و دنيای هستی را در نظرم تيره مينمايی و تاروپود قلبم را بلرزه در ميآوری .
به خدای تو سوگند گناهکار نيستم .آيا اين طبيعت پست است که باعث جدايی تو و من گشته؟
هر دقيقه هر ساعت مهر و محبت من بتو افزون است و هر روز از روز گذشته بيشتر به تو علاقه داشته و بيشتر طالب تو ومحبت و عشقت هستم .ولی افسوس که تو از من فرسنگها دوری و بعظمت ترديد ناپذير عشق بی آلايش من پی نبردی .
پس چرا آرام نشسته ای ؟
ای بلبل زیبا تمام گلهای بهاری در انتظار قدوم تو هستند که بر روی آن بوسه زنی و نغمه سرایی بر آنها نمایی و دل شکسته و خسته آنها را شاد سازی و قلب مجروحشان را التیام بخشی.
دل و امید و آرزوی من تنها تو هستی .همینقدر بدان سعادت و خوشبختی و لذت بردن از زندگی و زیبایی های آن هنگامی برای من میسر است که شریک زندگی ام تو باشی .اگر چنین نباشد آن زندگی برای من مرگ تدریجی خواهد بود .چندی نخواهد گذشت که این مرغ سبکبال روح هر چه زودتر به پرواز خواهد آمد و از این قفس خاکی نجات خواهد یافت .
هیچ کل و گیاه معطری را روی تابوت سیاه رنگ من نگذارید زیرا گلی در سینه من هست که پژمردنی نیست.دوستانم را نیز خبر کنید زیرا نمیخواهم از معشوق من دلتنگ شوند و کینه اش را در دل گیرند.



ادامه مطلب
+   4:16 PM  مهدی | 
هر چند هنوز از بستر شبانه خويش بيرون نيامده ام ولی انديشه ام چون پرستويی بی آشيانه بگرد معبد نام تو معشوقه جاودانم بال و پر ميزند.
با خود فکر ميکنم.
پيوند قلب من با عشق تو پيوندی ابدی است و من قادر نیستم تا واپسین دم حیات ...
تا آندم که خون داغ زندگی ام در رگهایم میدود این پیمان آسمانی را از یاد ببرم.
قادر نیستم جز با تو ...جز در کنار تو سنگینی بار زندگی را بر دوش کشیده و از سرنوشت تو شادمان باشم.
من اینک از تو دورم و این خواست اجتناب ناپذیر تقدیر است که میان ما جدایی انداخته .
این فرمان سرنوشت است که مرا در وادی دور افتاده ای سرگردان ساخته است.ولی من این دوره سرگردانی را تحمل میکنم تا روزی که دگر باره ترا با آن سیمای خدایی ات ...با آن چشمهای جادوگرت ببینم.
ببینم و در آغوشت بفشارم آنقدر که روح شیفته و دیوانه ام با روح تو در آمیخته و همبال با آن به قلمرو فرشتگان پرواز نماید.
خداوندا !
چرا دو نفر همدیگر را اینهمه دوست میدارند ناگریزند دور از هم زندگی کنند ؟...
چرا باید این طور باشد ؟...چرا؟...
زندگی من زندگی ناگوار و درد ناکی است .عشق تو مرا خوشبخت ترین و در عین حال تیره روز ترین مرد گیتی نموده است .من در این سن بیش از هر چیز نیازمند یک زندگی آرام و پا بر جا هستم ولی تو به من بگو آیا در شرایط موجود چنین امری امکان پذیر است؟
هم اکنون بمن خبر رسید که ساعت حرکت پست نزدیک میگردد و من برای آنکه این نامه زودتر به دست تو برسد .برای آنکه بتوانم آنرا با نخستین پست بسویت بفرستم به نوشتن خویش پایان میدهم.
مرا دوست بدار...
بیاد من باش.
نمیدانی امروز ...دیروز...و روزهای پیش چه اشتیاق دردناکی برای دیدن تو...
برای زیارت رخسار مقدس تو داشتم ...تو...تو ای عمر من...ای وجود من .خداحافظ!
هرگز نسبت به قلب حساس و گرم لودیک محبوبت به غلط قضاوت مکن...زیرا این قلب سرشار از عشق همیشه از آن توست.همیشه از آن منست.همیشه از آن ماست.
لودویک با وفای تو


+   3:56 PM  مهدی | 
بين کسي که عاشق شده است و کسي که تنها شخصي را دوست دارد تفاوتهايي است . نکات زير به شما کمک خواهد کرد تا اين تفاوت را درک کنيد.
1-هنگام ديدن کسي که عاشق او هستيد تپش قلب شما زياد شده و هيجان زده خواهيد شد اما هنگاميکه کسي را مي بينيد که آن را دوست داريد احساس سرور و خوشحالی مي کنيد .

2- هنگاميکه عاشق هستيد زمستان در نظر شما بهار است وليکن هنگاميکه کسي را دوست داريد زمستان فقط فصل زيبا ( زمستاني زيبا ) است .

3-وقتي به کسي که عاشقش هستيد نگاه مي کنيد خجالت مي کشيد وليکن هنگاميکه به کسي که دوستش داريد مي نگريد لبخند خواهيد زد.

4-وقتي در کنار معشوقه خود هستيد نمي توانید هر آنچه را در ذهن داريد بيان کنيد اما در مورد کسي که دوستش داريد شما توانايي آنرا داريد .

5-در مواجه شدن با کسي که عاشقش هستيد خجالت مي کشید و یا حتی دست و پاي خود را گم مي کنيد اما در مورد فردي که دوستش داريد راحت تر بوده و توانايي ابراز وجود خواهيد داشت .

6-شما نمي توانيد به چشمان کسي که عاشقش هستيد مستقيم و طولاني نگاه کنيد ( زل بزنيد ) اما می توانيد در حالي که لبخندي بر لب داريد مدتها به چشمان فردي که دوستش داريد نگاه کنيد .

7-وقتي معشوقه شما گريه مي کند شما نيز گريه خواهيد کرد و اما در مورد کسي که دوستش داريد سعي بر آرام کردن او مي کنيد .

8-احساس عاشق بودن و درک آن از طريق نگاه ( ديدن ) است اما در درک دوست داشتن بيشتر از طريق شنوايي است ( از طريق ابراز علاقه بصورت کلامي ).

9-شما مي توانيد يک رابطه دوستي را پايان دهيد اما هر گز نمي توانيد چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببنديد چرا که حتي اگر اين کار بکنيد ، عشق همچنان قطره اي در قلب شما و برای هميشه باقي خواند ماند .

مطالب بالا اگر چه تا حدود زیادی درست هستند اما بخاطر داشته باشيد که مطلق نيستند و اصولا انسانها و احساسات آنها پيچيده تر از اين گونه تحليلها هستند .

بنظر شما تفاوت عشق و دوست داشتن در چيست ؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
+   3:26 PM  مهدی | 
بُرازجان شهری است در استان بوشهر. این شهر در ۶۰ کیلومتری شهر بوشهر واقع شده و مرکز شهرستان دشتستان می باشد. این شهر 120 هزار نفر جمعیت دارد و در ارتفاع ۷۰ متری از سطح دریا واقع شده است. برازجان دومین شهر بزرگ و پرجمعیت استان بوشهر است. اقليم اين شهر گرم و خشك است اما به دليل دسترسي به منابع كافي آبهاي زيرزميني و رودخانه هاي دائمي در نواحي اطراف شهر كشاورزي رونق خوبي دارد. انبوه نخلستانهاي اين منطقه كه در ديد اول جلب توجه ميكند بالغ بر 5/2 ميليون اصله درخت خرما ميشود.


برازجان از دو كلمه "براز" و "جان" تشكيل شده است "براز" بمعني بزرگ و جان=گان كه قيد مكاني است و روي هم مي شود جايگاه بزرگ . البته با وجود آثار باستاني بسيار قدمت اين شهر محرز است . برازجان در قسمت شمال شرقي استان بوشهر واقع است با مختصات جغرافيايي طول: 51.12 و عرض: 29.16 و در ارتفاع 65 متر از سطح دريا . شهر بر سه راهي كازرون ، بوشهر و اهرم قرار دارد . مردمي خونگرم و مهمان نواز دارد. از بدو ورود به شهر چند چيز جلب توجه مسافر مي كند . اول تضاد شكل و معماري شهر با موقعيت تاريخي و جغرافيايي آن است ، دوم تنوع نژادي مردم با اينكه از دو و يا سه تيره كهن بيشتر نيستند .و ديگري انبوه موتور سيكلت هاي در حال تردد در سطح شهر و اطراف آن شهر را اندكي شلوغ كرده است . بازار قديمي شهر كه به نام "بازار سرپوشيده" شهرت دارد نسبتا جالب است اما صنايع دستي منطقه در آن يافت نمي شود. يك قلعه قديمي كه در حال بازسازي است و سالها قبل زندان بوده در ميدان مركزي شهر خودنمايي مي كند . لهجه برازجاني شنيدني و جذاب است و اساسا بر زبان فارسي مبتني است. مردم شهر برازجان از نژاد فارس هستند و اين شهر در گذشته جزئي از ايالت فارس بوده است. در اين شهر دو نشريه محلي منتشر مي شود كه معتبرترين آن "اتحاد جنوب"و"دریای جنوب" مي باشد كه تعداد و تيراژ آنها نيز هر سال افزايش مي يابد. در مزارع و كشتزارهاي حومه شهر انواع محصولات كشاورزي و صيفي جات توليد ميشود كه از مهمترين آنها مي توان به خرما.تنباکو.کاهو,کنجد و..." اشاره كرد.

شهر برازجان از لحاظ نوع معماری و محكم سازي در سطح كشور رتبه بسيار بالايي را به خود اختصاص داده است. اغلب بناهاي ساخته شده در دو دهه‌ي اخير بتون آرمه‌اي بوده كه در برابر زلزله و بلاياي طبيعي مقاومت بسيار خوبي خواهد داشت. دو مسیل بسيار عريض از ميان شهر عبور ميكند كه از دامنه كوههاي شرقي شهر شروع شده و به حومه‌ي جنوبي شهر ختم ميشود كه در كنترل سيل نقش مهمي را ايفا ميكند و فقط در هنگام بارندگي آب دارد. ميزان بارش ساليانه در شهر برازجان 250 میلیمتر است و غالب اوقات بارش به صورت رگبار و بسيار شديد است كه باعت ميشود تعداد روزهاي داراي بارندگي در سال نسبتا كم باشد.گرماي تابستان شديد و همواره با هواي مرطوب همراه است. بهترين زمان براي سفر به اين شهر از دي ماه تا فروردين است.



ادامه مطلب
+   11:45 AM  مهدی | 
.

دروازه قرآن مدخل ورودي شهر شيراز در نزديكي تنگ الله‌اكبر و در ميان كوه‌هاي باباكوهي و چهل مقام واقع شده، وجه تسميه اين دروازه وجود قرآني بر بالاي طاق مرتفع آن است.

اين دروازه شامل يك طاق مرتفع از نوع طاق كجاوه‌اي در وسط دور طاق با ارتفاع كم در طرفين است.

اين طاق در زمان حكومت عضدالدوله ديلمي در فارس، ساخته و قرآني نيز در آن جاي داده شد تا مسافرين به بركت عبور از زير آن سفر را به سلامت به پايان برند و در موقع سفر از زير قرآن بگذرند.

به مرور زمان اين طاق شكسته و تخريب شد.

در دوره حكومت زنديه ، كريمخان زند (‪ (۱۱۹۳ - ۱۱۷۲‬مجددا" آن را بازسازي كرد و در قسمت فوقاني آن اطاقي ساخته و دو جلد قرآن نفيس به خط ثلث و محقق، اثر سلطان ابراهيم بن شاهرخ گوركاني را در آن اتاق جاي داد.

اين قرآن‌ها به قرآن هفده من مشهورند.

در سال ‪ ۱۳۱۶‬كه طرح توسعه راه شمالي شيراز در دستور كار دولت قرار گرفت، اين طاق خراب شد و قرآن مذكور نيز به موزه پارس منتقل گرديد.

در زمان قاجاريه كه چند زلزله شيراز را تكان داد ، اين دروازه آسيب هايي ديد اما توسط محمد زكي خان نوري مورد بازسازي و مرمت قرار گرفت.



+   11:9 AM  مهدی | 

 

كنترل بخش جدا نا پذيري از زندگي بشراست و روشها و عملكردهاي كنترل به صورت خود آگاه و نا خودآگاه

صورت مي پذيرد. كنترل در صنعت يعني توانمندي در تنظيم كميت هاي مورد نظر روي مقادير مشخص و

مطلوب و نظارت بر اجراي روالها و توالي هاي مورد لزوم در توليد يك محصول يا قطعه و نيز نظارت بر

روي وجود ايمني و كاركرد صحيح فرآيندها و تجهيزات . اين موارد جنبه هاي مختلف علم كنترل هستند.

+   5:40 PM  مهدی | 
 
صفحه اول
پست الکترونیک
آرشيو كوشش
درباره من
سلام مهدی هستم ارادتمند همه شما

از اینکه این وبلاگ رو برای دیدن انتخاب کردین تشکر فراوان دارم

امیدوارم اوقات خوشی رو سپری کنید.

گذشته هاي كوشش
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
هر چي دوست داري
عکس خوانندگان
دانلود آهنگ
دانلود بازی
دانلود نرم افزار
مطالب جالب
آموزش
ترفندهای یاهو مسنجر
عکس هنرپیشگان خارجی
ترفند موبایل
آهنگ و زنگ موبايل
فال و طالع بینی
تست و روانشناسی
ابزار اينترنت
عکسهای جالب
بازی موبایل
اخبار از همه جورش
آموزش دانلود از راپید شیر
آدرسهای دیگر سایت
نرم افزار موبایل
تم و پس زمینه موبایل
لينك دوستان
موبايل و ماهواره
آموزش برنامه هاي كاربردي
طراحي لوگو و بنر و سايت
پولدار شويد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

مهدي

JavaScript Codes JavaScript Codes





Powered by WebGozar

 

بنردوني محمد